احتکار...

یک حلب 17 کیلویی روغن خریده بودیم
به مجید گفتم روغن رو از بازار بیاره خونه
گغت: شما این همه روغن خریدید ، اونوقت از من می خواهید اون رو بر دوشم بذارم و بیارم؟
من از این کار عار دارم ، چرا می خواهید احتکار کنید؟
می نمی دونستم احتکار یعنی چی!!!
گفتم: مادر! برا مصرف روزمره ی ماست
گفت: خب! دو کیلو ... سه کیلو ... ، نه 17 کیلو ...
امام خمینی (ره) فقط برا مصرف روزانه اش مواد خوراکی داره ، شما چرا؟!!!!
خاطره ای از زندگی سرلشکر شهید مجبد بقایی
منبع: کتاب تا چشمه ی بقا ، صفحه 29 / اینجا سیم دلت به آسمان وصل می شود
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم آذر ۱۳۹۴ ساعت 13:34 توسط سیدمحمود
|
شهيد حاج سيد محمود موسوي