نُقل مجالس

 وقتی جایی غیبت می شد، اول تذکر می داد.

اهمیت نمی دادند؛ مجلس را ترک می کرد.

شهید علی اصغر کلاته سیفری

روح سبزخدا ؛ تولدت مبارک


                                         ای حبیب خدا به روی زمین؛مبدا خلقت جهانی تو
                                          فاش تر وصف جلوه تو کنم؛پهنه بکر آسمانی تو

                                         درتو جاریست روح سبز خدا؛تو درونمایه خداوندی
                                     در عروجی که غرق زیباییست؛یار و همسایه خداوندی

                                        یا محمد! کجای این عالم؛تاب و گنجایش ترا دارد؟
                                       تا کجا می تواند این هستی؛دل به آیینه تو بسپارد؟

                                         حرفهایت نشانه دارند از؛دم رحمانی مسیحایی
                                      بی عصایی که نیل بشکافد؛برتراز معجزات موسایی
 
                                       بنده برگزیده عشق و شاه هفت آسمان معشوقی
                                   این کجا آن کجا اباالقاسم؟ آری الحق که جان معشوقی

                                   یک مدینه نزول کن درمن؛ یک حرا در دلم ستاره بساز
                                   تو همان مرد کهکشانهایی؛مردی از جنس آفتاب حجاز

                                  رنگ عشق است گنبد خضرات؛ رنگ آیات سبز دستانت
                                       دیرگاهیست قبله دلهاست؛صحن آیینه دل و جانت

باسپاس از ارسال شعر توسط: شاعر خوب و گمنام


میلاد مبارک بادا

خانم! ما جنس نمی فروشیم

زن که وارد مغازه شد چهره محمود در هم رفت.

سرش را انداخت زیر، لبش داشت زیر دندانهایش پاره می شد.

هرچه زن می پرسید پسته کیلویی چند؟ جواب نمیداد.

آخرش هم گفت: ما جنس نمی فروشیم.

زن با عصبانیت گفت: مگه دست خودته؟ پس چرا در مغازه ات را نمی بندی؟

همان طور که سرش زیر بود گفت:

 هر وقت حجابت را درست کردی بیا تا بهت جنس بدم.

تبریک

         عید تاجگذاری زیباترین، عادلترین، مهربانترین و تنهاترین شاه عالم مبارک باد

              ای عشق! بیا که سینه‌هامان شد چاک           «این النّبأ العظیم؟»، گشتیم هلاک

             چشمی که تو را ندیده باشد کور است           خون شد دل ما، «متی ترانا و نراک»

آجرک الله یا صاحب الزمان

شرمندگی این دنیا، بهتر از شرمندگی آخرت است.

امام حسن عسگری علیه السلام


سالروز شهادتش تسلیت

بِاَی ذنبِ قُتلت

قِسمَت نبـود تـا کـه برایم پسر شوی

بر شانه های شاخه ی طوبا ثمر شوی

می خواست در خیال خودش کم بیاوری

شاید که تو سقوط کنی منکَسَر شوی

دنیا نیامـدی بـه گمـانم کـه عاقبت

سرتا به پا به همره او شعله ور شوی

شاید کـه در اِزای خودت بین ضربه ها

ضربی به جان پذیری و او را سپر شوی

تـا «کشـته ی فتـاده» بـه دامـان فـاطمـه

تا «صید دست و پا زده» ی پشت در شوی

ای کـاش می شکست همـانجا ورای در

پایی که خواست با لگدش مختصر شوی

یک بـار میخ خونی و یک بـار هم زمین

دادند مژده ات که از این کشته تر شوی

                                                                     باسپاس از :مجمع زینبیون اهل بیت خوزستان

zeynabiyooneahlebeyt.blogfa.com             

            

         فرارسیدن ایام محسنیه(شهادت حضرت محسن بن علی علیه السلام)

را به همه عزیزان تسلیت عرض می نمائیم.           

با ذوالجناح محشور شوی !!!

در ارتفاعات ، قاطر حکم تفنگ را داشت.

بچه ها خسته که می شدند می گفتند: راه برو حیوان، مزدت محفوظ است.

ان شاءالله تو هم با ذوالجناح محشور می شوی

شادی شهدای شمال غرب صلوات


حلول ماه ربیع الاول مبارک

پنجره فولاد عاشقی

دوباره شعر شده شور یک نفر با من

دوباره حال و هوای دو چشم تر با من


هزار پنجره فولاد عاشقی در تست

یکی دو خاطره تلخ مختصر با من


کبوترانه دلت را طواف خواهم کرد

و آسمان حرم از تو، بال و پر با من


تو ماهپاره به پیشانی زمین هستی

شبیه آینه ها باش یک نظر با من


غزالوار رمیدم به آستانه تو

غزل،دوباره همین شعر شعله ور با من...


سالروز شهادت امام رضا(علیه السلام) تسلیت باد


باسپاس از شاعر محترم که خواستندگمنام بمانند.

همه اجرها در گمنامی است.

امام رضا علیه السلام برات کربلا به ایشان دهند ان شاالله

کریسمس مبارک

مادر شهید گفت: امروز فهمیدم که علی(علیه السلام) کیست.

مادر شهید گفت: آقا! حالا که منزل ما هستید، من می‌توانم جمله‌ای به شما عرض کنم؟

آقا گفت: بفرمایید، من آمدم این‌جا که حرف شما را بشنوم.

گفت: ما با شما از نظر فرهنگ دینی فاصله داریم، در روضه‌هایتان شرکت می‌کنیم، ولی خیلی مواقع داخل نمی‌آییم. روز شهادت امام حسین(علیه السلام)، روز عاشورا و تاسوعا به دسته‌های سینه‌زنی امام حسین(علیه السلام) شربت می‌دهیم. می‌آییم توی دسته‌هایتان می‌نشینیم، ظرف یک‌بارمصرف می‌گیریم، که شما مشکل خوردن نداشته باشید، چون ما توی ظرف آن‌ها آب نمی‌خوریم. توی مجالس شما شرکت می‌کنیم و بعضی از حرف‌ها را می‌شنویم. من تا الآن نمی‌فهمیدم بعضی چیزها را.
می‌گفتند: در دین شما بانویی ـ که دختر پیامبر عظیم‌الشأن اسلام(صلی الله علیه و آله وسلم) است ـ را بین درودیوار گذاشته‌اند، سینه‌اش را سوراخ کرده‌اند. میخ، مسمار به سینه‌اش خورده. نمی‌فهمیدم یعنی چی!؟ می‌گفتند: مسلمان‌ها یک رهبری داشتند به نام علی(علیه السلام). دستش را بستند و در سه دورة ۲۵ ساله، حکومتش را غصب کردند. نمی‌فهیمدم یعنی چی!!!؟ گفتند: در ۲۵ سالی که حکومتش غصب شده بود، شغلش این بود، آخر شب نان و خرما می‌گذاشت روی کولش می‌رفت خانه یتیم‌هایش. این را هم نمی‌فهمیدم.!!!!!

ولی امروز فهمیدم که علی(
علیه السلام)کیست
امروز با ورود شما به منزل‌مان، با این همه گرفتاری‌ای که دارید، وقت گذاشتید و به خانة منِ غیر دین خودتان تشریف آوردید. اُسقُف ما، کشیش محلة ما به خانة ما نیامده است، شما رهبر مسلمین‌ هستید. من فهمیدم علی(علیه السلام) که خانة یتیم‌هایش می‌رفت چه‌قدر بزرگ است.
باسپاس از همسنگر خوبمان:منتظر،یاران خراسانی...

آقاجان تسلیت

آجرک الله فی مصیبة جدک یا صاحب الزمان

9 دی ؛ روز بصیرت

          

     رهبرم! این گردبادها که به غیرت درآمده   تسلیم رهبرند که طوفان نمیکنند


در میدان می مانم تا نفس آخرم

راهی راه حسین هم قدم رهبرم

ایام تسلیت

پیامبر رحمت و مهربانی ها فرمودند:

اگر توانستی در تمام شبانه روز کینه ای از کسی در دل نداشته باش

که این از سنت من است.

                                                                                    سنن النبی  /  طرح از راهیان گراف

شهدای زنده

فقط دعا کنید پدرم شهید بشه!
خشکم زد. گفتم دخترم این چه دعاییه؟
گفت:آخه بابام موجیه!
گفتم خوب انشاالله خوب میشه، چرادعاکنم شهید بشه؟
آخه هروقت موج میگیردش وحال خودشو نمیفهمه شروع میکنه منو ومادرو برادر رو کتک میزنه! ، امامشکل مااین نیست!
گفتم: دخترم پس مشکل چیه؟
گفت: بعداینکه حالش خوب میشه ومتوجه میشه چه کاری کرده.شروع میکنه دست وپاهای همهمون را ماچ میکنه ومعذرت خواهی میکنه.حاجی ماطاقت نداریم شرمندگی پدرمون را ببینیم.حاجی دعاکنید پدرم شهیدبشه وبه رفیقاش ملحق بشه...
برای سلامتی خودشون و خانوادشون صلوات


با سپاس از افسران جوان جنگ نرم

اربعین حسینی تسلیت

حدیث عشق تو در پهنه ی جهان جاریست

حکایتی ست که حتی به آسمان جاری است

دوباره شهر پر از حس اربعین شده است

هوای ناب حرم با دلم عجین شده است

چهل شب است زمین و زمان سیاه شده

دوباره سینه زینب اسیر آه شده

کجاست اکبر لیلا و رزم زیبایش؟

کجاست قاسم و افسون قد و بالایش؟

هزار سال گذشت و غم تو سنگین تر

رسیده بیرق هستی به خیمه دیگر

کجائی یوسف زهرا " عَلم به دست " بیا

هنوز داغ دل شیعه تازه است بیا


باسپاس فراوان از شاعر گرامی که خواستند نامش برده نشود

                                                    تمامی اجرها در گمنامی است

                                                  ان شاالله کربلا قسمتش