بي نگاه تو غريبيم غريب الغربا...

نائب الزياره شما در مشهد الرضا عليه السلام هستم

انشاالله

كانال

اسم كانال كه مياد؛

گرماييها ياد كولر مي افتن.

ديپلماتها ياد سوئز.

سياسيون ياد غول رسانه اي...

اما بچه هاي جبهه...

ياد گردان حنظله، ياد كانال كميل، و جنازه هايي كه در كانال هاي فكه موند و ياد تشنگي لحظه هاي آخر همرزمان شون...

شادي روح شهدا صلوات

ستارگان شمال

حماسه ها مي آفرينيم (تازمان انتخابات اين پست ثابت مي باشد.از بقيه پست ها ديدن فرمائيد)

 


همه چشم براهت

ياصاحب الزمان الغوث الغوث

تاريخ زتكرار خودش گريان است

با نوح بگو كه نوبت طوفان است

از مرقد حجر ابن عدي فهميدم!

از چه مزار فاطمه(سلام الله عليها) پنهان است

هديه به روح حجر ابن عدي صلوات

وصيت تكان دهنده ي شهيد به مادرش

خدايا سپاس از اين سفر پربركت

خداوند در روز ولادت حضرت زهرا سلام الله عليها توفيق بزرگي نصيبم كرد.

ديدار آقا و مولايمان

جاي همه شما خالي

صلي الله عليك يا فاطمه

مرغ دلم راهي قم ميشود             در حرم امن تو گم ميشود

عمه سادات سلام عليك              روح عبادات سلام عليك


درايام ميلاد حضرت زهرا سلام الله عليها؛ به قم و جمكران دعوت شديم

انشاالله نائب الزياره همه شما هستيم

توبه نامه


توبه نامه سردار شهيد كميل ايماني (سوادكوه- مازندران)

خدایا توبه می کنم از اینکه :
از اینکه حسد کردم
از اینکه زیبائی قلم را برخ دیگران کشیدم
از اینکه مرگ را فراموش کردم
از اینکه منتظر ماندم تا دیگری ابتدا به من سلام کند
از اینکه ایمانم به بنده ات ، بیشتر از ایمان به تو بود
از اینکه حق والدینم را ادا نکردم
از اینکه در جائی که لازم بود امر به معروف ونهی از منکر نکردم
از اینکه واجبی را به خاطر مستحبی رها کردم
از اینکه تعهد هائی که با خدای خویش بستم ، بشکستم
از اینکه ایثار نکردم
از اینکه درنمازم به چیزی جز به تو فکر کردم
از اینکه تعهد کردم مواظب اعمالم باشم ولی نشدم
از اینکه درسختی ها به جای تو به بنده ات رو آوردم
از اینکه از سر کینه برای کسی ، دعا یانفرین کردم
از اینکه غیبت کردم واز دیگران بد گفتم وخود را نیک جلوه دادم
از اینکه کارهایم را برای ریاست طلبی وشهرت انجام دادم
از اینکه درکارها تنها خود را محور قرار دادم نه خدا را
از اینکه چشمانم را از نگاههای فساد انگیز نپوشاندم
از اینکه سنجیده وحساب شده وبا فکر سخن نگفتم
از اینکه قول دادم ولی خلاف عمل کردم

در باغ شهادت باز باز است

شهادت خلبان بهشهری (مازندران) در سانحه هوایی

 

 شهید مرتضی پورحبیب جوان برومند بهشهری که در هواپیمای نظامی آموزشی ارتش در حین ماموریت بوده دچار حادثه شد و به همراه خلبان دیگر این هواپیما به درجه رفیع شهادت رسیده است.

این هواپیما (اف 5 )که از پایگاه چهارم شکاری دزفول بوده در منطقه آبدانان در استان ایلام سقوط کرده است.

سروان شهید مرتضی پورحبیب متولد 1367 آخرین فرزند از یک خانواده فرهنگی ساکن در خیابان 17 شهریور بهشهر بوده است.


باسپاس از اطلاع رساني بموقع وبلاگ آزادگان بهشهر 

نشانه

(نفر اول سمت راست: سردارشهيد علي حسين عامري)


معلم كلاس چهارم به مادرت گفته بود:

- خالش را مي شود برداشت، ممكن است چركي شود.

اين حرف را كه شنيدي جواب دادي:

- اين نشانه من است.يك روز مرا با همين خال پيدا خواهيد كرد.


به دفتر رفتند و گفتند: به يكي از اين تابوت ها شك داريم. صورت اش گلي است و نمي شود درست فهميد كه خودش هست يا نه.

مسئول تخليه (شهدا) پرسيد:

- نشانه اي هم دارد؟

او كه جلوتر از جمع ايستاده بود، گفت:

- بله. يك خال روي گونه ي چپ و يك خال روي دست.


برگرفته از كتاب علم هاي تكيه پيش(شهداي آسيابسر) - علي سروي