برای ما که در تجملات غرق شدیم...!!!

 بعد از شهادت حسن رفتیم اتاقی که توی دزفول کرایه کرده بود

وسایل زندگی حسن توی اتاق یه موکت بود و چند تا پتو

چند تا لباس بچه گونه هم برای تنها بچه ی پنج ماهه اش

و تعدادی ظرف و وسائل جزئی و مایحتاج اولیه

دوستاش می گفتند: لااقل برا راحتی مهمونا یه قالی تهیه کن

آخر سر با اصرار زیاد دوستاش یه موکت برا پذیرایی از مهمونا خرید

                خاطره ای از زندگی سردار شهید حسن باقری " غلامحسین افشردی"

                راوی: سردار غلامعلی رشید

                منبع: کتاب برخوشه ی خاطرات ، صفحه 38

شیخ « نمر » کیست ؟

 

شیخ نمر

شیخ «نمر باقر النمر» ‌روحانی شیعی برجسته عربستانی، در سال 1379(ه.ق) در شهر «العوامیه» در استان «القطیف» در شرق عربستان در خانواده‌‌ای اهل علم و دین به دنیا آمد. وی تحصیلات مقدماتی خود را در همان شهر به پایان رساند و در سال 1400 (ه. ق) برای آشنایی بیشتر با انقلاب اسلامی ایران و تحصیلات حوزوی ابتدا به ایران مهاجرت کرد و در تهران در حوزه علمیه حضرت قائم(عجل‌ا‌‌‌لله‌فرجه‌الشریف) مشغول له تحصیل شد.
شیخ نمر پس از 10 سال تحصیل در این حوزه علمیه عازم سوریه شد و در حوزه علمیه حضرت زینب(سلام‌الله‌علیها) به تحصیل پرداخت...

ادامه نوشته

کریسمس مبارک

مادر شهید گفت: امروز فهمیدم که علی(علیه السلام) کیست.

مادر شهید گفت: آقا! حالا که منزل ما هستید، من می‌توانم جمله‌ای به شما عرض کنم؟

آقا گفت: بفرمایید، من آمدم این‌جا که حرف شما را بشنوم.

گفت: ما با شما از نظر فرهنگ دینی فاصله داریم، در روضه‌هایتان شرکت می‌کنیم، ولی خیلی مواقع داخل نمی‌آییم. روز شهادت امام حسین(علیه السلام)، روز عاشورا و تاسوعا به دسته‌های سینه‌زنی امام حسین(علیه السلام) شربت می‌دهیم. می‌آییم توی دسته‌هایتان می‌نشینیم، ظرف یک‌بارمصرف می‌گیریم، که شما مشکل خوردن نداشته باشید، چون ما توی ظرف آن‌ها آب نمی‌خوریم. توی مجالس شما شرکت می‌کنیم و بعضی از حرف‌ها را می‌شنویم. من تا الآن نمی‌فهمیدم بعضی چیزها را.

می‌گفتند: در دین شما بانویی ـ که دختر پیامبر عظیم‌الشأن اسلام(صلی الله علیه و آله وسلم) است ـ را بین درودیوار گذاشته‌اند، سینه‌اش را سوراخ کرده‌اند. میخ، مسمار به سینه‌اش خورده. نمی‌فهمیدم یعنی چی!؟ می‌گفتند: مسلمان‌ها یک رهبری داشتند به نام علی(علیه السلام). دستش را بستند و در سه دورة ۲۵ ساله، حکومتش را غصب کردند. نمی‌فهیمدم یعنی چی!!!؟ گفتند: در ۲۵ سالی که حکومتش غصب شده بود، شغلش این بود، آخر شب نان و خرما می‌گذاشت روی کولش می‌رفت خانه یتیم‌هایش. این را هم نمی‌فهمیدم.!!!!!

ولی امروز فهمیدم که علی(
علیه السلام)کیست

امروز با ورود شما به منزل‌مان، با این همه گرفتاری‌ای که دارید، وقت گذاشتید و به خانة منِ غیر دین خودتان تشریف آوردید. اُسقُف ما، کشیش محلة ما به خانة ما نیامده است، شما رهبر مسلمین‌ هستید. من فهمیدم علی(علیه السلام)که خانة یتیم‌هایش می‌رفت چه‌قدر بزرگ است.

(متن و عکس مربوط به هم نیست)

میلاد پیامبر خوبی ها و امام جعفرصادق علیه السلام مبارک

 

 

ای حبیب خدا به روی زمین
مبدا خلقت جهانی تو
فاش تر وصف جلوه تو کنم
پهنه بکر آسمانی تو

در تو جاریست روح سبزخدا
تو درونمایه ی خداوندی
در عروجی که غرق زیبایی ست
یار و همسایه خداوندی

حرفهایت نشانه دارند از-
دم رحمانی مسیحایی
بی عصایی که نیل بشکافد
برتر از معجزات موسایی!

یا محمد! کجای این عالم
تاب و گنجایش ترا دارد؟
تا کجا میتواند این هستی
دل به آیینه تو بسپارد؟

"بنده" برگزیده عشق و
شاه هفت آسمان معشوقی
این کجا آن کجا ابالقاسم؟
آری الحق که جان معشوقی

یک قبیله نزول کن در من
یک حرا در دلم ستاره بساز
تو همان مرد کهکشانهایی
مردی ازجنس آفتاب حجاز!

رنگ عشق ست گنبد خضرات
رنگ آیات سبز دستانت
دیرگاهیست قبله دلهاست
صحن آیینه دل و جانت...

با سپاس از شاعرگرامی