پوریای ولیِ امام خمینی (به بهانه مسابقات جام جهانی کشتی آزاد - آمریکا)
مسابقات قهرمانی باشگاه ها بود.سال پنجاه و پنج.
مقام اول مسابقات، هم جایزه نقدی می گرفت هم به انتخابی کشور می رفت.ابراهیم در اوج آمادگی بود.هرکس یک مسابقه از او می دید ایم مطلب را تایید می کرد. مربیان می گفتند: امسال در 74 کیلو کسی حریف ابراهیم نیست.مسابقات شروع شد.ابراهیم همه را یکی یکی از پیش رو بر می داشت.با چهار کشتی که برگزار کرد به نیمه نهائی رسید. کشتی ها را یا ضربه می کرد یا با امتیاز بالا می بُرد...
حریف پایانی او آقای محمود.ک بود.ایشان همان سال قهرمان مسابقات ارتش های جهان شده بود...ابراهیم روی تشک رفت.جلو رفت و با لبخند به حریفش سلام کرد و دست داد.
حریف او چیزی گفت که متوجه نشدم!!! اما ابراهیم سرش را به علامت تائید تکان داد...
نفهمیدم چه گفتند و چه شد!!!
اما ابرهیم خیلی بد کشتی را شروع کرد...
حریف ابراهیم با اینکه در ابتدا خیلی ترسیده بود اما جرات پیدا کرد.مرتب حمله می کرد.ابراهیم با خونسردی مشغول دفاع بود.
داور اولین اخطار و بعد دومین اخطار را به ابراهیم داد. در پایان هم ابراهیم باخت و حریف ابراهیم قهرمان 74 کیلو شد!!!
وقتی داور دست حریف را بالا می برد ابراهیم خوشحال بود انگار که خودش قهرمان شده!
حریف ابراهیم در حالی که از خوشحالی گریه می کرد خم شد و دست ابراهیم را بوسید...
جلوی در ورزشگاه هنوز شلوغ بود همان حریف فینال ابراهیم با مادر و کلی از فامیلها و رفقا دور هم ایستاده بودند...
وقتی مرا دید به سمتم آمد و گفت: آقا عجب رفیق با مرامی دارید. من قبل مسابقه به آقا ابرام گفتم، شک ندارم که از شما می خورم، اما هوای ما رو داشته باش، مادر و برادرام بالای سالن نشستند.کاری کن ما خیلی ضایع نشیم.
رفیقتون سنگ تموم گذاشت.نمی دونی مادرم چقدر خوشحاله.
بعد هم گریه اش گرفت و گفت: من تازه ازدواج کرده ام. به جایزه نقدی مسابقه هم خیلی احتیاج داشتم، نمی دونی چقدر خوشحالم.
منبع: کتاب سلام بر ابراهیم - ص 39 -37
این روزا باید به بعضی مادرا تبریک ویژه گفت (مادر؛ روزت مبارک)

یک بار در تولد حضرت زهرا(سلام الله علیها) حمیدرضا برای من پارچه چادری خرید و آورد؛ به او گفتم «این چیه؟» گفت: «هدیه روز مادر». گفتم: «تو که پول نداشتی؟» گفت: «پول تو جیبیهایم را جمع کردم برای چنین روزی». آن چادر پاره شد اما آن را یادگاری نگه داشتم؛ یکبار دیگر هم یک دست بشقاب چینی گل سرخ برای من خریده بود که من آن را برای جهیزیه دخترم دادم.
مادر شهید مفقودالاثر «حمیدرضا مهرایی»
و اما مادران چشم انتظاری که این روزها در قاب عکس بچههایشان زمزمه میکنند:
«ای کاش در روز مادر،پلاک تو را به من هدیه میدادند».
سالروز میلاد باسعادت حضرت زهرا (سلام الله علیها) روز مادر؛
را به تمامی مادران خصوصا مادران شهدا و مفقود الاثر تبریک عرض می نمائیم.
منبع:جام نیوز
صرفاً جهت اطلاع اعضای تیم مذاکره کننده هسته ای
اصلاً به اضافه کار اعتقاد نداشت؛ می گفت: " وقتی می تونم تو زمان انجام کار، تموم کارهامو انجام بدم دیگه لزومی نداره که اضافه کار بمانم! "
همین دقت ها و ریزه کاری هایش بود که برکت رو به زندگیمون آورده بود.
نمونه دیگه اش حساسیت روی بیت المال بود.
کارهای تحقیقاتیش رو به خاطر بعضی مسائل محرمانه، نمی تونست بیرون از خونه پرینت بگیره و چون خودمون چاپگر نداشتیم مجبور بود از چاپگر محل کارش استفاده کنه. اما تو این جور مواقع، حتما برگه ی سفید از خونه می برد تا از امکانات اداره استفاده نکنه.
مجموعه خاطرات شهیدداریوش رضایی نژاد(دانشمند هسته ای)
صرفاً جهت اطلاع اعضای تیم مذاکره کننده هسته ای
بیست فروردین؛ سالروز فناوری هسته ای گرامیباد
عجب مهمانوازن خوبي اند اين شهدا ...

مَثَل مقتل شهیدان مَثَل نماز را می ماند که انسان را از فحشا و منکر باز می دارد.
زیارت مقاتل شهیدان یک نوع جهاد است که جهاد اکبر ره آورد آن است.
زیارت شهیدان دلیل بر مناسبت بین زائر و صاحبان مزار است.
استادصمدی آملی
يادش بخير از طلائيه و ذکر یا ابوالفضل ابوالفضل گفتنهایش..
یادش بخیر از مداحی سوزناک سازور در غروب جمعه شلمچه...
یادش بخیر از نهرخین و چشم انتظاری مادر مفقودالاثر...
یادش بخیر از اروندرود و ذکرهای یا فاطمه الزهرای رزمندگانش...
آه آه آه ... از سوز دل خواهر دوشهيد....
و یادش بخیر سر مزار شهید پلارک؛ عطر مزارشریفش...
جاي همه تون خالي ....
درمهماني ها نائب الزیاره همسنگرانم بودیم.



شهيد حاج سيد محمود موسوي