آی خنده خنده خنده...

نصف شب کوفته از راه رسید، دید تو چادر جا نیست بخوابه، شروع کرد سر و صدا،
مگه اینجا جای خوابه؟
پاشید نمازشب بخونید، دعا بخونید...
ماهم تحت تاثیر حرفاش بلندشدیم و اجباراً مشغول عبادت شدیم.
خودش راحت گرفت خوابید!
+ نوشته شده در چهارشنبه سوم مهر ۱۳۹۲ ساعت 23:36 توسط سیدمحمود
|
شهيد حاج سيد محمود موسوي