خوش قول

بهمادر قول داده بود بر مي گردد.
چشم مادر كه به اسخوان هاي بي جمجمه افتاد ، لبخند تلخي زد
و گفت: بچه ام سرش مي رفت قولش نمي رفت.
+ نوشته شده در شنبه پنجم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 23:34 توسط سیدمحمود
|
شهيد حاج سيد محمود موسوي